الشيخ علي المشكيني
22
تفسير روان (فارسى)
فَأَجَاءَهَا الْمضخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هذَا وَكُنتُ نَسْياً مَنْسِيّاً « 23 » فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً « 24 » وَهُزِّى إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً « 25 » لغت : مخاض : درد زاييدن . جِذع : تنهء درخت از ريشه تا برگ . نَسىْ : موجودى كه قابل ذكر نيست . مَنسىّ : از خاطرهها رفته . سرىّ : جدول آب ، شخص شريف و رفيع المنزلة . هزَّه : حركت داد آن را . تساقط : تُسقط « 1 » . رطب : حالت رسيدهء خرماست ميان بُسر و تَمر ، نظير انگور ميان غوره و كشمش . جنىّ : چيده شده ، آمادهء چيدن . تفسير : فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هذَا وَكُنتُ نَسْياً مَنْسِيّاً يعنى : پس از آنكه مريم به نفخ فرشته آبستن شد و بچه در رحم در شُرف ولادت قرار گرفت و رو به خروج گذاشت ، درد زاييدن او را مجبور به رفتن به سوى تنهء خشك درخت خرمايى كرد كه شايد به وسيلهء آن تستّر جويد و هنگام فشار درد ، بدان تكيه نمايد . در آن حال بود كه گفت : اى كاش پيش از اين مرده بودم و نَسْى و مَنسى مىشدم ، يعنى موجودى غير قابل ذكر و از اذهان مردم هم دور افتاده بودم و كسى مرا به چنين امرى ياد نمىكرد . فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً يعنى : پس به ناگاه فرزندش عيسى او را از زير پايش ندا در داد . يعنى چون پيامبران ، نافْ بريده متولد مىشوند ، عيسى از رحم بيرون آمده و در محلّى واقع شده و مريم هنوز او
--> ( 1 ) . يعنى ساقط مىكند ، فرومىريزد .